MBTI در مقابل انیاگرام

کدام سیستم شخصیت واقعاً سازگاری را پیش‌بینی می‌کند؟

7 ژانویه 2023 ۱۲ دقیقه مطالعه روانشناسی
مقایسه بصری چارچوب‌های شخصیتی MBTI و انیاگرام

هر اپلیکیشن دوستیابی از شما می‌خواهد که خودتان را توصیف کنید. بیشتر ما در این کار ضعیف هستیم.

بنابراین چارچوب‌های شخصیتی این کار را برای ما انجام می‌دهند. شاخص نوع مایرز-بریگز (MBTI) و انیاگرام دو سیستم محبوب هستند که مردم از آن‌ها برای درک خود و شریک‌هایشان استفاده می‌کنند. آن‌ها در پروفایل‌های دوستیابی، ستون‌های مشاوره رابطه و الگوریتم‌های سازگاری ظاهر می‌شوند. بین این دو، آن‌ها نحوه تفکر میلیون‌ها نفر را درباره اینکه چه کسی هستند و با چه کسی باید باشند، شکل داده‌اند.

اما اینجا بخشی است که در پست‌های وبلاگ و اینفوگرافیک‌های اینستاگرام نادیده گرفته می‌شود: هر دو سیستم محدودیت‌های واقعی دارند. MBTI یک مشکل قابل اعتماد با مستندات خوب دارد. انیاگرام تقریباً هیچ تحقیق بررسی شده‌ای پشت خود ندارد. و هیچ‌کدام به تنهایی نمی‌توانند آنچه که واقعاً باعث می‌شود دو نفر به‌طور بلندمدت با هم کار کنند را به تصویر بکشند.

این مقاله نگاهی صادقانه به این دارد که هر سیستم چه کارهایی را به خوبی انجام می‌دهد، هر کدام در کجا کوتاهی می‌کند و چرا ما DNA Romance را ایجاد کردیم تا از داده‌های شخصیتی به عنوان یک سیگنال در میان چندین سیگنال دیگر استفاده کنیم نه به عنوان تصویر کامل.

اندیکاتور نوع مایرز-بریگز

MBTI به عنوان یک پروژه مادر و دختری در دهه 1940 آغاز شد - کاترین بریگز و ایزابل مایرز سعی کردند نظریه‌های پیچیده کارل یونگ را برای مردم عادی مفید کنند. این موضوع مورد توجه قرار گرفت. امروزه، این تست شخصیت به طور گسترده‌ای در جهان مورد استفاده قرار می‌گیرد و تقریباً 88% از شرکت‌های فورتون 500 از آن استفاده می‌کنند. این تست شما را به یکی از 16 نوع در چهار بعد تقسیم می‌کند:

  • درون‌گرایی (I) در مقابل برون‌گرایی (E): جایی که انرژی خود را به دست می‌آورید — از تنهایی یا از مردم
  • حس کردن (S) در مقابل شهود (N): نحوه دریافت اطلاعات شما — جزئیات ملموس یا الگوها و امکانات
  • تفکر (T) در مقابل احساس (F): چگونه تصمیم می‌گیرید — با منطق یا با ارزش‌ها
  • قضاوت (J) در مقابل ادراک (P): چگونگی ساختاردهی به زندگی شما — برنامه‌ریزی شده یا خودجوش

این به شما یک کد چهار حرفی می‌دهد — INFJ، ESTP، ENFP و غیره. هر ترکیب الگوی متفاوتی از تفکر، ارتباط و ارتباط با جهان را توصیف می‌کند. اگر هرگز یک آزمون شخصیت آنلاین را انجام داده‌اید، احتمال زیادی وجود دارد که این یکی باشد.

چه چیزی در MBTI درست است

برای قرار ملاقات، MBTI مواردی را که در زندگی روزمره اهمیت دارند، در بر می‌گیرد. این به شما می‌گوید که آیا کسی به زمان تنهایی برای شارژ مجدد نیاز دارد یا بدون تماس اجتماعی بی‌قرار می‌شود. این پیش‌بینی می‌کند که چگونه آنها با اختلاف نظرها برخورد می‌کنند - یک نوع تفکری می‌خواهد مشکل را حل کند؛ یک نوع احساسی می‌خواهد ابتدا احساس شنیده شدن کند. این مشخص می‌کند که آیا آنها شش ماه قبل از سفر برنامه‌ریزی می‌کنند یا شب قبل پرواز را رزرو می‌کنند.

این تفاوت‌ها بی‌اهمیت نیستند. یک ISTJ و یک ENFP می‌توانند به‌طور کامل یکدیگر را دوست داشته باشند، اما اگر هیچ‌کدام درک نکنند که چرا دیگری به‌شیوه‌ای که هست عمل می‌کند، هر آخر هفته به یک مذاکره تبدیل می‌شود. MBTI به زوج‌ها یک واژگان مشترک برای این مذاکرات می‌دهد.

چه چیزی در MBTI اشتباه است

اینجا بخشی است که جامعه MBTI معمولاً از آن چشم‌پوشی می‌کند. این آزمون دارای یک مشکل اعتبار آزمون-آزمون مجدد به خوبی مستند شده است. یک بررسی در سال 1993 توسط دیوید پیتنجر در نشریه برنامه‌ریزی شغلی و استخدام نشان داد که تا 50% از افراد هنگام تکرار آزمون پنج هفته بعد نوع متفاوتی دریافت می‌کنند. شما در روز سه‌شنبه آن را انجام می‌دهید و INFJ هستید. دوباره در روز پنج‌شنبه آن را انجام می‌دهید و ENFP هستید. ویژگی‌های زیرین واقعی هستند، اما دوقطبی تحمیلی — شما یا درون‌گرا هستید یا برون‌گرا، بدون هیچ نقطه میانه‌ای — بازتاب‌دهنده نحوه عملکرد واقعی شخصیت نیست.

بیشتر محققان شخصیت مدل پنج‌گانه (که به آن OCEAN نیز گفته می‌شود: گشودگی، وظیفه‌شناسی، برون‌گرایی، توافق‌پذیری، و نوروتیسیسم) را ترجیح می‌دهند زیرا ویژگی‌ها را بر روی یک طیف اندازه‌گیری می‌کند و شما را در یک جعبه قرار نمی‌دهد. شما صرفاً "درون‌گرا" یا "برون‌گرا" نیستید. شما در جایی در یک پیوستار قرار دارید و آن موقعیت ممکن است بسته به زمینه تغییر کند. مدل پنج‌گانه دهه‌ها اعتبار بررسی شده توسط همتایان را پشت سر دارد (مک‌کری و کاستا، ۱۹۹۷) و قابلیت اطمینان آزمون-بازآزمون به‌مراتب بهتری دارد.

آیا این به این معنی است که MBTI بی‌فایده است؟ نه. این به این معنی است که باید نوع خود را به آرامی در نظر بگیرید. به آن به عنوان یک طرح کلی نگاه کنید، نه یک عکس. اگر شما و شریک‌تان از آن به عنوان نقطه شروعی برای درک یکدیگر استفاده کنید، کار می‌کند. اگر از آن برای توجیه هر درگیری استفاده کنید ('خب، من یک متفکر هستم، بنابراین نمی‌توانم از صراحت خودداری کنم'), این تبدیل به یک قفس می‌شود.

انیگرام

ایننگرام رویکرد کاملاً متفاوتی را اتخاذ می‌کند. به جای اینکه شما را بر اساس نحوه تفکرتان دسته‌بندی کند، شما را بر اساس آنچه شما را می‌ترساند دسته‌بندی می‌کند. نه نوع، هر کدام حول یک ترس اصلی و یک خواسته اصلی سازماندهی شده‌اند. MBTI به شما خواهد گفت که شما برنامه‌ریزی را به خودجوشی ترجیح می‌دهید. ایننگرام به شما خواهد گفت که شما به طور وسواس‌گونه‌ای برنامه‌ریزی می‌کنید زیرا از از دست دادن کنترل می‌ترسید.

یک نوع 2 (کمک‌کننده) به‌طور اجباری می‌دهد زیرا از غیرقابل‌محبت بودن می‌ترسد. یک نوع 5 (محقق) دانش و حریم خصوصی را انباشته می‌کند زیرا از غرق شدن در دنیای بیرون می‌ترسد. یک نوع 8 (چالش‌گر) تسلط می‌یابد زیرا از کنترل شدن می‌ترسد. این سیستم همچنین نحوه رفتار هر نوع را در شرایط استرس و رشد ترسیم می‌کند که به پیچیدگی‌ای می‌افزاید که MBTI فاقد آن است.

آنچه که انیاگرام به درستی بیان می‌کند

افرادی که از انیاگرام برای کار بر روی روابط استفاده می‌کنند، معمولاً آن را به طرز ناخوشایندی دقیق می‌یابند. این سیستم الگوهایی را نام می‌برد که شما در مورد خودتان مشکوک بودید اما هرگز به زبان نیاوردید. این توضیح می‌دهد که چرا یک نوع 3 (دست‌یابنده) همواره شرکایی را انتخاب می‌کند که تحت تأثیر رزومه‌اش قرار می‌گیرند به جای شرکایی که واقعاً او را می‌شناسند. همچنین توضیح می‌دهد که چرا یک نوع 9 (صلح‌جو) هر شکایتی را تا زمانی که به یک انفجار ظاهراً غیرمنطقی شش ماه بعد تبدیل شود، در خود می‌خورد.

برای زوج‌ها، انیاگرام قوی‌ترین ابزار برای توضیح تعارضات مکرر است. اگر در هر رابطه‌ای همان دعوا را دارید، انیاگرام احتمالاً به شما می‌گوید چرا. این ابزار به لایه‌های انگیزشی می‌پردازد که MBTI به آن‌ها نمی‌پردازد.

آنچه که انیاگرام اشتباه می‌کند

بزرگ‌ترین مشکل انیاگرام این است که طرفدارانش کمتر از همه می‌خواهند آن را بشنوند: تقریباً هیچ تأیید علمی همتا-بازبینی‌شده‌ای ندارد. ریشه‌های آن مبهم است - به طور مختلف به سنت‌های باستانی صوفی، یک عارف بولیویایی به نام Oscar Ichazo و یک روانپزشک شیلیایی به نام Claudio Naranjo نسبت داده می‌شود، بسته به اینکه چه کسی داستان را روایت می‌کند. سیستم مدرن عمدتاً در دهه ۱۹۷۰ شکل گرفت.

برخلاف MBTI، که حداقل دارای راهنمای MBTI با داده‌های منتشر شده در مورد قابلیت اعتماد و اعتبار است، انیاگرام فاقد یک ابزار آزمون استاندارد شده است. نشانگر نوع انیاگرام ریزو-هادسون (RHETI) رایج‌ترین نسخه استفاده شده است و یک مطالعه در سال 2021 توسط تاپا، لاما و وانکوا، ثبات درونی را در دامنه‌ای از قابل قبول تا خوب (آلفای کرونباخ 0.72–0.87) یافت. اما مطالعات بررسی شده توسط همتایان در مورد اعتبار پیش‌بینی آن — آیا دانستن نوع انیاگرام یک نفر واقعاً پیش‌بینی می‌کند که چگونه رفتار می‌کند؟ — کم است. معادلی برای دهه‌ها تحقیق در مورد پنج عامل بزرگ وجود ندارد.

ایننگرام همچنین تمایل دارد که تغییر کند. نوع اصلی شما supposed است که ثابت باشد، اما بال شما (نوع مجاور که شخصیت شما را طعم می‌دهد) و جهت‌های استرس/رشد شما می‌توانند بسته به آنچه در زندگی شما اتفاق می‌افتد تغییر کنند. این موضوع ایننگرام را برای خوداندیشی غنی می‌کند اما به عنوان یک متغیر تطبیق ناپایدار است. ساختن یک الگوریتم بر اساس بنیادی که در حال حرکت است دشوار است.

MBTI در مقابل انیاگرام: مقایسه صادقانه

ام بی تی آی انیاگرام
چه چیزی را اندازه‌گیری می‌کند ترجیحات شناختی — چگونه فکر می‌کنید، تصمیم می‌گیرید و سازماندهی می‌کنید انگیزه‌های اصلی — چه چیزی شما را به جلو می‌برد و از چه چیزی می‌ترسید
پشتیبانی علمی متوسط. راهنمای منتشر شده با داده‌های قابلیت اطمینان، اما مشکلات آزمون-تست و کمبود نمره‌گذاری طیفی ضعیف. تحقیقات محدود و بررسی شده توسط همتایان، بدون ابزار استاندارد شده
ثبات در طول زمان مخلوط. تغییر نوع تا 50% در آزمایش مجدد (Pittenger, 1993) نوع اصلی در تئوری پایدار است، اما بال‌ها و تیرک‌ها با شرایط زندگی تغییر می‌کنند
برای ملاقات مفید است؟ بله — سبک ارتباط، رویکرد به تعارض، عادات روزانه را پیش‌بینی می‌کند بله — الگوهای تکراری روابط و محرک‌های عاطفی را توضیح می‌دهد
محدودیت برای تطابق نوع‌های باینری بیش از حد ساده‌انگارانه هستند؛ دو INFJ می‌توانند افراد بسیار متفاوتی باشند. سخت است که الگوریتمی شود؛ خودگزارشی نوع‌نگاری ناپایدار است

MBTI زباله نیست، اما همچنین یک توپ بلورین هم نیست. انیاگرام بهتر از تقریباً هر چیز دیگری به انگیزه‌ها می‌پردازد، اما برای توافق دو کارشناس در مورد نوع شما، شانس خوبی نداشته باشید. اگر می‌خواهید، از هر دو استفاده کنید، اما بدانید که هر کدام چه چیزی را از دست می‌دهند — زیرا فاصله بین آنچه یک آزمون درباره شما می‌گوید و اینکه چگونه واقعاً در یک رابطه در ساعت 11 شب یک سه‌شنبه ظاهر می‌شوید، جایی است که کار واقعی انجام می‌شود.

فیل در اتاق: چرا هیچ آزمون شخصیتی کافی نیست

اینجا مشکل عمیق‌تری وجود دارد که استفاده از هر چارچوب شخصیتی به عنوان پایه‌ای برای یک الگوریتم تطابق: آزمون‌های شخصیتی آنچه را که شما به آن‌ها می‌گویید اندازه‌گیری می‌کنند. آن‌ها خودتصور شما را اندازه‌گیری می‌کنند، که همیشه با رفتار واقعی شما یکی نیست.

یک درون‌گرا که در یک خانواده برون‌گرا بزرگ شده است ممکن است در آزمون‌ها به عنوان برون‌گرا تر از آنچه که واقعاً هست، ارزیابی شود، زیرا آنها یاد گرفته‌اند که برون‌گرایی را به قدری خوب اجرا کنند که خودشان نیز تا حدی به آن باور دارند. یک فرد اجتناب‌کننده از تعارض ممکن است به عنوان یک متفکر امتیاز بگیرد زیرا آنها منطق را با قدرت مرتبط می‌دانند و نمی‌خواهند اعتراف کنند که چقدر با احساسات خود پیش می‌روند. ما راویان غیرقابل اعتمادی از خودمان هستیم و هر آزمون شخصیت خودگزارش‌دهی این عدم قابلیت اعتماد را به ارث می‌برد.

علاوه بر این، شخصیت بخشی از سازگاری را توضیح می‌دهد اما نه تمام آن را. تحقیقات در مورد رضایت از رابطه به طور مداوم نشان می‌دهد که شباهت شخصیت تنها بخشی اندک از واریانس را تشکیل می‌دهد. ارزش‌های مشترک، اهداف زندگی، سبک وابستگی، الگوهای ارتباطی و حتی عوامل بیولوژیکی مانند مکمل بودن سیستم ایمنی همگی نقش دارند.

هیچ آزمون شخصیتی نمی‌تواند به شما بگوید که آیا خنده‌ی کسی شما را در خانه احساس می‌کند یا خیر. هیچ کد چهار حرفی پیش‌بینی نمی‌کند که آیا شما در ساعت ۲ بامداد می‌خواهید به صحبت کردن با آن‌ها ادامه دهید یا نه. بهترین کاری که یک آزمون می‌تواند انجام دهد این است که دامنه را محدود کند تا شما زمان کمتری را صرف مرتب‌سازی کنید و زمان بیشتری را به ارتباط برقرار کردن اختصاص دهید.

چگونه DNA Romance به این محدودیت‌ها رسیدگی می‌کند

ما DNA Romance را با این آگاهی ساختیم که هر سیستم شخصیتی دارای نقاط ضعف است. رویکرد ما انتخاب یک برنده بین MBTI و Enneagram نیست. هدف ما این است که شخصیت را به عنوان یک سیگنال در میان چندین سیگنال دیگر در نظر بگیریم و محدودیت‌های روان‌سنجی را با داده‌های بیولوژیکی که به خودگزارش‌دهی وابسته نیست، جبران کنیم.

اینجا نحوه کار لایه‌ها آمده است:

  1. سازگاری شخصیت. ما از یک ارزیابی مبتنی بر مایرز-بریگز به عنوان لایه شخصیت خود استفاده می‌کنیم زیرا، با وجود محدودیت‌هایش، MBTI الگوهای رفتاری روزمره‌ای را که در روابط اهمیت دارند، مانند سبک ارتباط، رویکرد حل تعارض، مدیریت انرژی و ترجیحات سبک زندگی را در بر می‌گیرد. ما به آن به عنوان یک نقشه رفتاری نگاه می‌کنیم، نه یک برچسب سرنوشت.
  2. سازگاری ژنتیکی. این لایه‌ای است که آزمون‌های شخصیتی نمی‌توانند به آن دسترسی پیدا کنند. ژن‌های MHC (مجتمع اصلی سازگاری بافتی) در جاذبه فیزیکی از طریق بو و مکمل سیستم ایمنی نقش دارند. تحقیقات سانتوس و همکاران (2005) در مجموعه مقالات انجمن سلطنتی B نشان داد که افراد تمایل دارند به بوی افرادی که ژن‌های MHC آنها با ژن‌های خودشان متفاوت است جذب شوند — یک مکانیزم تکاملی که تنوع ایمنی در نسل‌ها را ترویج می‌کند. بدن شما یک سیگنال سازگاری دارد که به طور کامل زیر آگاهی آگاهانه عمل می‌کند و اهمیتی نمی‌دهد که نوع MBTI شما چیست.
  3. امتیازدهی ترکیبی. الگوریتم ما هر دو لایه را وزن‌دهی می‌کند. دو نفر که سازگاری شخصیتی دارند اما مکمل ژنتیکی ندارند، امتیاز متفاوتی نسبت به دو نفر که هر دو را دارند، خواهند داشت. این رویکرد چند سیگنالی به این معنی است که سیستم در صورت وجود نویز در یک لایه دچار مشکل نمی‌شود — و داده‌های شخصیتی به طور ذاتی دارای نویز هستند.

مسئله این نیست که چارچوب‌های شخصیتی بی‌فایده هستند. بلکه این است که آنها ناقص هستند. MBTI به شما می‌گوید که چگونه کسی یک ماشین ظرفشویی را بارگذاری می‌کند. انیاگرام به شما می‌گوید که چرا آنها وقتی شما آن را دوباره بارگذاری می‌کنید، ناراحت می‌شوند. سازگاری MHC به شما می‌گوید که آیا بدن شما آنها را به عنوان یک تطابق بیولوژیکی شناسایی می‌کند یا خیر. شما به بیش از یک سیگنال نیاز دارید تا یک رابطه موفق پیدا کنید.

استفاده از انواع شخصیت بدون اینکه توسط آن‌ها مورد استفاده قرار بگیرید

اگر قصد دارید از MBTI یا انیاگرام در زندگی عاشقانه‌تان استفاده کنید، در اینجا چند قاعده اساسی وجود دارد که شما را از افتادن به دام‌های معمولی حفظ می‌کند:

  • نوع خود را به آرامی نگه دارید. آزمون را انجام دهید. توضیحات را بخوانید. به آنچه که با شما هم‌خوانی دارد توجه کنید. سپس آن را کنار بگذارید. اگر متوجه شدید که به دلیل اینکه آنها نوع اشتباهی هستند، از پذیرش شرکای بالقوه خودداری می‌کنید، این چارچوب بیشتر به شما آسیب می‌زند تا اینکه به شما کمک کند.
  • از آن به عنوان یک شروع مکالمه استفاده کنید، نه یک حکم. "من یک INFJ هستم" یک نقطه شروع است. "من یک INFJ هستم پس به زمان زیادی برای تنهایی نیاز دارم" اطلاعات مفیدی است. "من یک INFJ هستم پس ما ناسازگار هستیم" نجوم با مراحل اضافی است.
  • به ابعاد توجه کنید، نه به برچسب. ابعاد I/E و T/F بیشترین وزن را در دینامیک‌های رابطه دارند. یک INFJ و یک INFP تنها یک حرف با هم فاصله دارند اما ممکن است در برخورد با تعارض بسیار متفاوت عمل کنند. بر ویژگی‌های خاصی که بر زندگی روزمره شما تأثیر می‌گذارد تمرکز کنید.
  • از انیاگرام برای کار بر روی خود استفاده کنید، نه برای غربالگری. انیاگرام در بهترین حالت خود زمانی است که به شما کمک می‌کند الگوهای خود را درک کنید. اگر مدام شرکای عاطفی غیرقابل دسترس را انتخاب می‌کنید، دانستن اینکه شما یک نوع 2 هستید که از طرد شدن می‌ترسد ممکن است الگو را توضیح دهد. از آن بینش بر روی خود استفاده کنید، نه به عنوان فیلتر برای دیگران.
  • سیگنال‌های خود را جمع کنید. شخصیت. ارزش‌ها. اهداف زندگی. جذابیت فیزیکی. سبک وابستگی. زوج‌هایی که دوام می‌آورند معمولاً در چندین بعد هم‌راستا هستند، نه فقط یک بعد. هیچ آزمون واحدی همه آن‌ها را در بر نمی‌گیرد.

نتیجه نهایی

اگر مجبور بودیم یکی را انتخاب کنیم: MBTI در ماه‌های ابتدایی قرار ملاقات بیشتر مفید است، زمانی که شما در حال بررسی جزئیات هستید (آیا این فرد به زمان تنهایی نیاز دارد یا تماس مداوم؟ آیا آنها برنامه‌ریزی می‌کنند یا به صورت ناگهانی عمل می‌کنند؟). انیاگرام بعد از سال اول بیشتر مفید است، زمانی که الگوهای عمیق‌تر نمایان می‌شوند و شما نیاز دارید بفهمید چرا همان بحث دوباره اتفاق می‌افتد.

اما صادقانه بگویم، هیچ‌یک از این سیستم‌ها نباید دلیل شما برای چپ کشیدن روی کسی باشد. از آن‌ها برای درک بهتر خود و شریک‌تان استفاده کنید. آن‌ها را به عنوان یک کلاه مرتب‌کننده استفاده نکنید. و اگر به یک سیستم تطبیق نیاز دارید که فراتر از آنچه فکر می‌کنید درباره خودتان می‌دانید برود، داده‌هایی اضافه کنید که به خودگزارش‌دهی وابسته نباشد.

این همان چیزی است که ما DNA Romance را برای آن ساخته‌ایم: ترکیب سیگنال‌های شخصیتی با سازگاری ژنتیکی تا الگوریتم محدود به آنچه شما فکر می‌کنید درباره خودتان می‌دانید نباشد. زیرا گاهی بهترین تطابق، آن نیست که روی کاغذ درست به نظر می‌رسد. بلکه آن است که بدن شما قبلاً آن را شناسایی کرده است.

سازگاری خود را کشف کنید

شخصیت تنها یکی از قطعات پازل است. ببینید وقتی DNA را به معادله اضافه می‌کنید چه اتفاقی می‌افتد.

یک تست شخصیت رایگان انجام دهید

مراجع

  1. Pittenger, D.J. (1993). اندازه‌گیری MBTI... و به نتیجه نرسیدن. نشریه برنامه‌ریزی شغلی و استخدام, 54(1), 48–52.
  2. مک‌کری، ر.ر. و کاستا، پ.ت. (1997). ساختار ویژگی‌های شخصیتی به عنوان یک جهان‌شمول انسانی. روانشناس آمریکایی، 52(5)، 509–516. doi:10.1037/0003-066X.52.5.509
  3. تاپا، ب.، لاما، پ. و وانکوا، د. (2021). آزمون قابلیت اطمینان و اعتبار شاخص نوع انیاگرام ریزو-هادسون اصلاح‌شده. نشریات مهندسی و علوم طبیعی، 9(4)، 44–58.
  4. سانتوس، پی.اس.سی. و همکاران (2005). شواهد جدیدی که نشان می‌دهد MHC بر ادراک بویایی در انسان‌ها تأثیر می‌گذارد: یک مطالعه با 58 دانشجوی جنوبی برزیلی. هورمون‌ها و رفتار، 47(4)، 384–388.
  5. Wedekind, C. و همکاران (1995). ترجیحات جفت‌گیری وابسته به MHC در انسان‌ها. مجموعه مقالات انجمن سلطنتی B, 260(1359), 245–249.